بایگانی دسته بندی ها: روز نوشت

خیلی زود..خیلی دیر


وقتی یکی رو دوست داری مدت خیلی زیادی دوست داری تنبل میشی تو فکر میکنی که اون میدونه،پس دیگه مدام به زبون نمیاری اش مدام بهش نشون نمیدی اما وقتی میدونی که قراره از دست بدیش… که دیگه اونجا نیست … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روز نوشت | دیدگاهی بنویسید

طناز که نیستی هیچ … عنازی …


بعضی ازاین مجری های تلویزیون هم میخوان طنازی کنن… اما متاسفانه عنناز هم نیستن چه برسه به طناز مخصوصا مجریهای جام جم

نوشته‌شده در روز نوشت | دیدگاهی بنویسید

خاص بودنم آرزوست…آنم آرزوست… ولنتاینم آرزوست خوب…


امسال اولین ولنتاینیه که فقط مال منی. اولین ساله که نگران نیستم که نکنه برای کسی کادو بردی…نکنه .نکنه … فکر میکردم قراره خیلی خاص باشه اما … شاید بعضی چیزا قرار نیست هیچ وقت خاص بشن…

نوشته‌شده در دل نوشت ها, روز نوشت | دیدگاهی بنویسید

این جوری پیش بره دیگه کسی نمیمونه تو اینجا … دیگه از فرار مغزها گذشته، فرار روده ها و پاچه هم داره فرا میرسه… میدونم فرار کردن تنها راه نیست، بهترین راه هم نیست… اما خوب مطمئن ترین راهه حداقل … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روز نوشت | ۱ دیدگاه

کمپوت با اعمال شاقه


هر وقت برای باز کردن در کمپوت های ایرانی به چکش و چاقو و گوشت کوب و سپس در باز کن نیازی نبود …میفهمم ایران هم پیشرفت کرده

نوشته‌شده در خستگیها, روز نوشت | دیدگاهی بنویسید

دسته بندی مخاطبین خاص عصبانی


آدمها دو دسته ان: دسته اول اونایی که موقع عصبانیت حرفایی که تو دلشون مونده و قلنبه شده و تو حالت عادی نمیتونن بزنن رو به زبون میارن. و دسته دوم اونایی که موقع عصبانیت صرفا عصبانی هستن و حرفاشون … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روز نوشت | 2 دیدگاه


عــشـق زمانیــست کـــه کــسی را ملـــاقات میــکنــی و بــه تــو دربــاره تـــو، چـــیز تـــازه ای مــی گـــوید…

نوشته‌شده در روز نوشت, شاعرانه ها | ۱ دیدگاه