بایگانی دسته بندی ها: خستگیها

همه چیز زمان است


همه چیز زمان است…زمان‌های دو آدم رابطه اگر با هم چفت‌وجور نشود، باید خداحافظی کرد. زمان چیز بی‌رحمی است، امروز فکر می‌کنی هرگز فلان چیز را نمی‌خواهی و سال آینده دلت غنج می‌رود برای همان فلان چیز. آدم‌ها به ندرت … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در خاطرات, خستگیها | دیدگاهی بنویسید

کمپوت با اعمال شاقه


هر وقت برای باز کردن در کمپوت های ایرانی به چکش و چاقو و گوشت کوب و سپس در باز کن نیازی نبود …میفهمم ایران هم پیشرفت کرده

نوشته‌شده در خستگیها, روز نوشت | دیدگاهی بنویسید

و حتی یک کلمه هم نگفت


آدمها رو هرگز با کسانی که ازشون متنفر هستن مقایسه نکنید… فحش بدید، داد بزنید، قهر کنید دعوا کنید…اما مقایسه شدن با آدمی که لحظه های زیادی از برهه کوتاهی(که هرگز فراومشش نمیکنی) از زندگیت رو نابود کرده و به … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در خستگیها | ۱ دیدگاه

انگار سرمای پاییز رابطه رو هم سرد کرده و یا … اعتماد این چینی ترک خورده


اعتماد یه چیز شکننده است.خیلی خیلی شکننده؛وقتی که توی یه رابطه اعتماد از بین بره، وقتی تو صد بار بری پشت خط کسی دروغ بشنوی در توضیحش، بار صد و یکم اگر توضیحش عین حقیقت هم باشه ..باور کردنش سخته، … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در خستگیها, دل نوشت ها | ۱ دیدگاه

انتقام


انتقام یه جادهء صاف نیست. انتقام مثل یه جنگله که خیلی راحت میتونی راهت رو گم کنی، خودت رو گم کنی و فراموش کنی اصلا چرا اونجا اومدی.* به خاطر همینه که بی خیال انتقام ازش شدم *بیل را بکش

نوشته‌شده در خستگیها | 2 دیدگاه

چرا پسرها دخترهای خائن و احمق رو دوست دارند؟؟؟


چه اهمیتی داره که من چقدر تلاش کردم…وقتی همیشه بازنده ام !!! جه اهمیتی داره که من چقدر خوب باشم ؟؟؟یا چقدر تلاش کنم. وقتی احمق نیستم ، وقتی خیانت نمیکنم همیشه بازنده ام.

نوشته‌شده در خستگیها | دیدگاهی بنویسید

20 خرداد . . .


بارها و بارها مردی بود که زنی را دوست داشت بارها و بارها زنی بود که مردی را دوست داشت بارها و بارها زنی بود و مردی که مرد و زنی را که دوست داشتند دوست نداشتند. اما یکبار آری … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در خستگیها, سکوت