بایگانی دسته بندی ها: خاطرات

همه چیز زمان است


همه چیز زمان است…زمان‌های دو آدم رابطه اگر با هم چفت‌وجور نشود، باید خداحافظی کرد. زمان چیز بی‌رحمی است، امروز فکر می‌کنی هرگز فلان چیز را نمی‌خواهی و سال آینده دلت غنج می‌رود برای همان فلان چیز. آدم‌ها به ندرت … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در خاطرات, خستگیها | دیدگاهی بنویسید

دیر . . .


ای دوســـــــــــــت! این ابر را از دوش من بردار بارانـــــــــــــی‌ام بسیار…! ▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬ چیزهایی هست خیلی بدتر از تنهایی اما سال‌ها طول می‌کشد تا این را بفهمی وقتی هم که آخر سر می‌فهمی‌اش دیگر خیلی دیر شده و هیچ چیز بدتر … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در خاطرات, دل نوشت ها, شاعرانه ها | دیدگاهی بنویسید

واقعا منتظر چی بودی !!!


اشتباه این است که همه چیز عین روز روشن و مثل واقعیت های روزمره جلوی رویمان باشد و با این وجود مطابق معمول همچنان منتظر بمانیم که یک نفر دیگر اولین فریاد را سر بدهد…! خولیو کورتاسار

نوشته‌شده در خاطرات | دیدگاهی بنویسید

روزهای دور . . .


یادش به خیر … اصفهان ،قیافه تو تا نیم ساعت بعد از بیدار شدن از خواب :دی

نوشته‌شده در خاطرات | دیدگاهی بنویسید

نایت لایف در تبریز: چند روز پیش برای کنفرانس و این جور چیزها تبریز بودم. دم ظهر دوست وبلاگی آقای میم دنبالم آمد و رفتیم یک جایی به اسم ائل گلی. که البته شاه گلی است به معنای دریاچه‌ی بزرگ. … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized, خاطرات | دیدگاهی بنویسید

اي شهر پر خروش، تو را ياد مي كنم…


شهريست در كناره آن شط پر خروش با نخل هاي در هم و شب هاي پر ز نور شهريست در كناره آن شط و قلب من آنجا اسير پنجه يك مرد پرغرور . . . اكنون منم كه در دل … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در خاطرات, دلتنگی ها | 16 دیدگاه

شب های اهواز


دلم بد جور هوای شب های اهواز و کرده … چه قدر خاطرات خوب و بد دارم من از این شهر . . . گاهی حتی هزار کیلومترم فاصله زیادی نیست … گاهی اما یه قدم هم زیاده . . … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در خاطرات, دلتنگی ها | 5 دیدگاه