یادداشت های شخصی یک سرباز

یادداشتهای شخصی یک سرباز اثر جی دی سالینجر

ده تا داستان کوتاه بود.خوب بود. ولی ناطور دشت خیلی بهتر بود
……………………………………………………………………………………………………………….

یک چیز فوق العاده و معرکه توی او بود و آن هم این که دستانش برای در آغوش گرفتن من ،باز بودند.

فکر می کنم اگر یک خانم به یاد یک آقا،تصمیم گرفت که یک قصیده در مورد جاودانگی عشق بگوید،

باید توی آن نشان بدهد این را به یاد می آورد که چطور آن آقا ،

صورت خانم را بین دستهایش می گرفته

و چطور روی آن را با نهایت ادب دست می کشیده است.

Advertisements
این نوشته در روز نوشت ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s