من ، تو ،تبریز

اولین بار من ؛تو ، تبریز

هوای وحشی بهمن بود یا که اسفند ماه

تمام هیبت تبریز داشت می لرزید

و تو که هوای وحشی تبریز در نگاهت بود

و انفجار صدا بود و هلهله ، تبریز

به افتخار من و عشق «آذری » می رقصید

و روزهایی که گل یاس کنار تاب خانه تان

به من پز می داد برای بودنتان

کیانپارس،نادری،زیتون

و گاهی اوقات شایدم عیدون

تمام این راهها ردپای تو را دارند

و روزهایی که می گذرند بی هم

گل قاصد . . . گلی که همواره دوستش خواهم داشت

سمینار،پیرمرد کله سرخ ،توی کلاس

دفتر تو ،ایمیل من ،لبخند پنهانی تو

کار سختی بود ،دم رفتن

تو شاید چیزی از چشمهای من خواندی

و شاید دختر خوابهات کنار خاک عزیز رفته از دستت

و شاید دست تقدیر

من و تو ،اولین بار تبریز

تو ،تنها ،لبریز از تردید

میان گفتن و رفتن و میان ماندن و رفع یک تشکیک

هفتم مرداد . . . من … تو . . .

سه راه . . . یک صبح تبدار . . .

دیدار . . . و . . .

. . . . . . . . . . . . . .سه نقطه بی تکرار

و باز عصر تابستان ،تبریز، من . . . تو

دیدار و باز دیدار

تن تو ،عطر تو ،لمس تو

و چشمهایت . . .

و اکنون من بی چشمهایت . . .

در آب که می شستی تن بی تابت را

دیدند تمام رودها خوابت را

لبهایم به شکل بوسه – ماهی شده اند

بنداز درون آب قلابت را

Advertisements
این نوشته در خاطرات, دل نوشت ها, دلتنگی ها, عاشقانه هایم برای تو ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s