شهر بی تو

رو در و دیوار این شهر همش از تو یادگاره

اون شهر بدون تو . . .

پا گذاشتن دوباره تو مسیرایی که با هم رفتیم. خیابونهایی که دست در دست هم ازشون گذشتیم. حتی پله های دانشکده. همه و همه یه جور حس دلتنگی خاص واسم میاره. حسی که خیلی شیرینه و از طرفی هم یه جوری بی تابم میکنه.

وقتی که به روزهایی که لا تو در آن شهر گذراندم می اندیشم. . .

خیابان ها ، کوچه ها. راه میانبر خانه. همه و همه انگار که بوی تو را میدهند.

وقتی که باد از بین شاخه های درخشان سپیدار میگذرد ،به یاد می آورم که تو چقدر این خنکی مطبوع را دوست

میداشتی. و هوسی به سراغم می آید که ای کاش او هم ،هم اکنون کنارم بود.

گاهی بعضی اشیا اینقدر بوی تو را میدهند که . . تو را نزدیک و نزدیک حس میکنم.

چشمام رو میبندم و تو رو پیش خودم حس میکنم.

ساعتت بوی خودت رو میده:

………………………………………………………………………………………………………………………

دلتنگی ها شیرین هستند،اگر امیدی به تکرار مجدد روزهای خوب باشد

اما بدون امید . . .

Advertisements
این نوشته در خاطرات, دلتنگی ها, عاشقانه هایم برای تو ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s