منو حالا نوازش کن، که این فرصت نره از دست

منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست

منو حالا نوازش کن همین حالا که تب کردم اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم

بدون مرز با من باش

همه اشکاتو می بوسم

تو از چشمای من خوندی که از این زندگی خستم کنارت این قدر آرومم که . . .

هنوزم میشه عاشق بود تو باشی کار سختی نیست

بدون مرز با من باش

Advertisements
این نوشته در دل نوشت ها, عاشقانه هایم برای تو ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای منو حالا نوازش کن، که این فرصت نره از دست

  1. ياد شعر شكلات افتادم (دوستيمون تا نداره)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s