افسردگی

وای چشمت روز بد نبینه جونم.امروز صبح بازم یه حس غمگینی اومد سراغم. یهو میاد. گفتم برم این افشرده که حکیم داده رو بخورم،افشرده شمعدانی بود. بله دهنت مزه تلخ نچشه الهی. روش نوشته بود 20 قطره همراه به مایعات. اومدم 20 قطره رو ریختم تو قاشق !!!مایعاتش یادم رفت همین طوری سر کشیدم. وای ی ی ی خیلی بد مزه بود. حالم بد شد.کلی آبلیمو خوردم.

اصلا کی گفته؟من کجام افسرده است. من شادم.
من عرق شمعدانی میخوام چیکار.
حالا من تو دلم قبل خوردنش گفتم اگه من شاد شدم واسه لئو هم بفرستم اونم شاد شه ! اون لحظه که بخوریش دوب بی دوب، شمارمو پاک میکنی.

آره بابا ما شادیم .
شادیم.
شادیم.
یه دیب دارم به این خوبی، چرا افسرده.

Advertisements
این نوشته در روز نوشت ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای افسردگی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s