«دوستت دارم «


– و هیچ توطئه ای در کار نیست !-


…………………………………………………………………………….

برای صدا زدنت حتی به لبهایم نیازی ندارم، و چشمهایت . . .


……………………………………………………………………………….


خاطرات فرجه و تعطیلی از یادم نرفته


روز آخر تعطیلی از یادم نرفته


چشمهای سر به زیرت دستم آخر کار می داد،


«به یاد روزهای فرجه و تیر ماه »


…………………………………………………………………………….

بوده خود را در شهر ویلان دیده باشی ؟؟؟؟« به یاد اون لحظه که از اتوبوس پیاده شدم »

…………………………………………………………………………………………..

ایستادم …

گرچه زانوانم لرزیدند بی تو « به یاد اون لحظه که سوار اتوبوس شدم و تو رفتی »

………………………………………………………………………………………………..

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s