دلم بد جور هوای شب های اهواز و کرده …
چه قدر خاطرات خوب و بد دارم من از این شهر . . .
گاهی حتی هزار کیلومترم فاصله زیادی نیست … گاهی اما یه قدم هم زیاده . . .
دلم بد جور هوای شب های اهواز و کرده …
چه قدر خاطرات خوب و بد دارم من از این شهر . . .
گاهی حتی هزار کیلومترم فاصله زیادی نیست … گاهی اما یه قدم هم زیاده . . .
اتفاقها در ذهن من پررنگتر و شفافتر و هیجانانگیزترند. در زندگی واقعی اما همهچیز دو پرده ماتتر است، معمولیتر. اتفاق، میافتد و تو با خودت فکر میکنی ارزش اینهمه تب و انتظار را داشته؟
در این زمانه دیگر از اتفاقهای بزرگ خبری نیست. بهیادماندنیترین خاطراتم در لحظات بیخبری و بیانتظاری اتفاق افتاده است. باید از خارقالعاده کردن چیزها و آدمها در ذهنم دست بردارم. شاید راز مهم زندگی همین باشد. زندگــــــــــــــی کردن در لحظــــــــــــــه، پذیرفتن رویدادها همانطور که هستند، و منتظر هیچ واقعهی بزرگی نماندن…!
(سیلویا پلات)
چرا امروز نمیگذره … یعنی شب چی میگی ؟؟؟ جور میشه همه چیز؟؟؟؟
شاید باورت نشه اما دیگه تحمل یه ساعت دیگه هم ندارم که این جوری منتظر بمونم
چه شبایی که از دوریت سخت خوابم برد ….
اگر سه ساله بودم
از تو می خواستم برایم لالایی بخوانی
با هم بادبادکی هوا می کردیم
مو هایت را می کشیدم
و شکمت را قلقلک میدادم.
اگر کنترلچی بودم؛
بلیط هایت را کنترل نمی کردم؛
می گذاشتم با تمام قطار ها مجانی سفر کنی .
اگر خواهر کو چکترت بودم؛
دو چرخه ام را به تو قرض می دادم؛
کتاب هایم ،رو یا هایم را.
اگر عمه ات بودم؛
آستین پیرهنت را وصله میکردم؛
برایت سو پ داغ می پختم؛
رو یت شالی می انداختم؛
-تا سردت نشود
اگر به خدا ایمان داشتم
از او می خو ستم که اینقدر غمگین نباشی
…………………………………………..
کاش دوست ترم میداشتی . . .
از حدس و گمان های تو ویران نمی شوم
مرا نام تو کفایت می کند
تا در سرما و بوران
زمان و هفته را نفی کنم
مرا
که می دانی
نه قایق است
نه پارو
بر تو خجسته باشد
گیلاس هایی را
که بر گیسوان آویخته ای
تو صبر داری
تا خواب من پایان پذیرد
تا به دیدار من آیی
«احمدرضا احمدی
آسمان دلم میگوید… باران نزدیک است …
دلم پر میکشه واسه دیدنت.
she looks like very alone… just like me
where are u dib ???
دیدی؟ روزگار چقده حسوده؟ تا آدم یه ذره میاد خوش بگذرونه ، یه کاری میکنه از دماغ آدم در میاد…
میگم : کاش این دفه هیچی نشه. یعنی هیچ اتفاق بدی نیوفته. یعنی کسی با جفت پا نره تو وسط حالمون،
دست تو ائه ها. خود خودت
حالا از من گفتن، یه کاری کن ایندفعه یه جوری نشه که هی من فکرم بمونه پیش تو, هی من بخوام بکوبم بیام اونجا. یه کاری کن که دلم قرص باشه تا دفعه بعدی،
آورین. آورین
پوسته: Rubric. وبنوشت روی وردپرس.کام.